سمولی...

اینجا نوشته هامو‌ مینویسم خاطراتمو افکارمو... و هر چی

سمولی...

اینجا نوشته هامو‌ مینویسم خاطراتمو افکارمو... و هر چی

سمولی...

باید دست هایم را بگیرم خودم را بردارم و ببرم گوشه ای بنشانم... گوشه ای آرام و پر از سکوت...گوشه ای که شاید آبی باشد شاید نباشد... شاید ماه باشد یا خورشید... آسمان باشد و تمام بی نهایتش و یا نوری باشد تا دور دست ها....شاید چمن ها باشد یا نباشد اما رنگ سبزی باشد و قوقوی مرغابی ها... و چیزی که به عنوان خدا در ذهنم ساخته ام باشد...
و آن وقت به اندازه تمام ثانیه های عمرم و تمام انبوه کلمه های ذهنم و به اندازه تک تک غم نومه هایم و دانه به دانه ی شادی های کوچک اما پر از لذتم،برایش آواز بخوانم... و او تماشایم کند... و آواز بخوانم و تماشایم کند ....و آواز بخوانم و تماشایم کند...
کانال تلگرام نقاشیام:samiart1@
اینستاگرام: _samiraf_
توییتر: samirafk1
پینترست: samirafk1
گودریدز: samirafk

پربیننده ترین مطالب

1.شروع...

دوشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۹ ب.ظ

پشت هر وبلاگ و‌ و نوشته ای یه داستانی هست... از وقتی که یادمه ینی از چهارده سالگی وبلاگ مینوشتم... اوایل تو وبلاگم شعر و عکس میذاشتم و کامنتای لطفن به وبلاگ من سر بزنید با تبادل لینک موافقین میذاشتم... بعد از اون شروع کردم به خاطره نویسی... تو این ده یازده سال وبلاگای زیادی عوض کردم با اسمای مستعار مختلف نوشتم تا اینکه رسیدم به اینجا... نوشتن همیشه برای من پر از حس خوب بوده و از معدود کارهایی که بهم آرامش میده... 

  • سمولی ..

نظرات (۵)

خوش اومدی به اینجا :)
پاسخ:
مرسی😍
  • استاد بزرگ
  • سلام.
    خوش اومدین به جمع کاربرای بیان ...
    :)
    پاسخ:
    از کاربرای بیان بوده ام به مدت دو سال :دی
    مرسی ممنون😍
    خوشومدی(:
    پاسخ:
    مرسی
  • علیرضا آهنی
  • خوش گلدین
  • امید حمزه نژاد
  • من خیلی وقته توی وبلاگ نویسی ام و از وبلاگ قبلی ام درآمد هم داشتم . ولی یک بار که هک شد و یک بار هم که سرور های ارائه دهنده وبلاگ خراب شد و اطلاعات شش ماه صاحبان وبلاگ ها پاک شد , وبلاگم را حذف کردم و اومدم داخل بلاگ یکی ساختم. وب قبلیم توی رزبلاگ بود که اصلا خوب نیست و پر تبلیغات بود و راحت وبلاگ هاش هک می شدند . چند ماه هست که اومدم توی بلاگ . ولی دیگه مثل قبل حوصله مطلب گذاشتن توی وبلاگ را ندارم. چون میگم شاید اینم هک بشه یا سرورهاش خراب بشن و هر چی مطلب گذاشتی پاک بشه .
    خاطره نویسی را یا باید توی دفتر انجام بدی یا اینکه توی کامپیوترت ذخیره کنی. روی وبلاگ خوب نیست. من خاطراتم را به صورت هفتگی ثبت می کنم ولی توی لپ تابم . اونم توی یک پوشه به شدت مخفی که کسی نتونه به جز خودم پیداشون کنه . حتی یه مدت داشتم تلاش می کردم یک خط جدید درست کنم که فقط خودم بتونم بخونمش و با اون نوشته های روزانه ام را ثبت کنم . ولی حوصله ام نشد و بیخیالش شدم . خاطره نویسی باعث میشه که کمتر رازهات را برملا کنی یا کمتر از دست دیگران عصبانی بشی. چون عصبانیتت یا تنهایی ات را در نوشته هایت خالی میکنی . این خیلی خوبه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">